X
تبلیغات
رایتل
6 مرداد 1385
جاده

نگاه که می کنم

این جاده

بهانه بی تو بودن را

هی دست انداز می رود

نه

می چرخد تو خیال من

تا حوالی تو

سو که بر می گردانم

پشت نگاه گرفته ی من

که خیال تو را

تا نمی دانم کجا کشاند

حالا برای ادامه ی این شعر

کا فه ای می خواهم

که کجا پیچید کنار آن

فنجانی از چشمان تو  که می نوشم

جاده بی تو راه می افتد

نه سری می چرخانی

نه دستی تکان برایم

حالا که فکر میکنم ، دست اندازها که به جاده

آمدند

ابتدای عاشق شدن من بود.

تکیه دادنم به دیوار ! برای پیوند به خیال تو!


آرشیو

قدمتون گل بارون : 111779


عناوین آخرین یادداشت ها