X
تبلیغات
رایتل
3 دی 1385
ما با همیم اگرچه سیگارهای‌مان را تنها می‌کشیم

ما با همیم اگرچه سیگارهای‌مان را تنها می‌کشیم

تا در هیچ سطری از شعر تو اتفاق نیفتم

و توی تلفن نگوییم که دوستت دارم

از موهای فرفری من تا انگشت های کشیده تو

و چشم‌هایت که به آدم خیره نمی شوند

که دردی داغ از سر انگشتانت به سلول هایم می رسد

سرم را به شانه‌هایت دعوت می‌کنی  وتو ی هر سلول یه دوستت دارم نقطه می بندد

به هق هق می افتم و در تنت تکان می خورم

تو آدم را محکم‌تر فشار می‌دهی  و من خون دار تر به دوستت دارم فکر می کنم

هم‌اتاقیم بیدار می شود  دست هایت تمام شده و بهترین فرصت گریه از دست می رود ...


آرشیو

قدمتون گل بارون : 111779


عناوین آخرین یادداشت ها