X
تبلیغات
رایتل
14 مرداد 1386
بر بلندی های ناامیدی

ایستاده ام

سایه ام نالید . . .

چون قاصدی ایستاده ام

در مرز مرگ وناامیدی

و سایه ام

دگرگون و متزلزل

مرا تا غار تنهایی ام با خود کشاند.

در درونم چیزی فنا می شد

رخت بر می بستم از وجودم

چیزی از من کنده می شد

و گم می شد تا ابد

نالیدم . . .

در ظلمتی مخوف نالیدم . . .

نالیدم . . .

بر بلندی های ناامیدی نالیدم . . .

آنگاه نخ زرین رویاهای آبی ام را

بر گردنت آویختی

و پرواز کردی .


آرشیو

قدمتون گل بارون : 111779


عناوین آخرین یادداشت ها