12 فروردین 1387
از روی دلتنگی

خیال می کردم حرف هام شنیدنی ست باور کردنی ست.

اما فهمیدم می خواستی آنقدر خیره نگات کنم تا دوست دارمت را که نمی گویی

در ممنوعه ی نگات متوقفم نکند.

وبعد از آنگاه

چنان خیره ببینمت که باور کنم چقدر باور نکردی که  هنوز هم دوستت دارم

ساده و بی آلایش . . .


آرشیو

قدمتون گل بارون : 112182


عناوین آخرین یادداشت ها