خیال می کردم حرف هام شنیدنی ست باور کردنی ست.
اما فهمیدم می خواستی آنقدر خیره نگات کنم تا دوست دارمت را که نمی گویی
در ممنوعه ی نگات متوقفم نکند.
وبعد از آنگاه
چنان خیره ببینمت که باور کنم چقدر باور نکردی که هنوز هم دوستت دارم
ساده و بی آلایش . . .
قدمتون گل بارون : 11954
عناوین آخرین یادداشت ها