X
تبلیغات
رایتل
15 آذر 1387
دیدار تو

 

من از قصه زندگی ام نمی ترسم 

من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته  تغدیه می کنم

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

اکنون که پاهایم توان راه رفتن را  ندارد

برگرد

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده
این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.                                            بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام .


آرشیو

قدمتون گل بارون : 111779


عناوین آخرین یادداشت ها