از روزهایم که عبور می کنی رد پای گمشده ات را می بینم و تمام پیاده رو های عاشقی را می جویم تا نشانه ای از تو پیدا کنم اما با چشمانی خیس برگهای زردی را می جویم ! بعد از انتظار به تو روی پله ی غروب می نشینم مثل این است که سالهاست که پی تو می گردم هزاران برگ زرد از تو پیدا می کنم اما روزهایی که از تو گذشته اند در نگاه خیس من به خواب می روند . . . |