مترجم متن ۱۶ زبان مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 12 تیر ماه سال 1388
از روزهایم که عبور می کنی

    

از روزهایم که عبور می کنی رد پای گمشده ات را می بینم و تمام  

پیاده رو های عاشقی را می جویم تا نشانه ای از تو پیدا کنم  

اما با چشمانی خیس برگهای زردی را می جویم ! 

بعد از انتظار به تو روی پله ی غروب می نشینم  

مثل این است که سالهاست که پی تو می گردم  

 هزاران برگ زرد از تو  پیدا می کنم  

اما روزهایی که از تو گذشته اند در نگاه خیس من به خواب می روند . . .

دوشنبه 11 خرداد ماه سال 1388
نازنینم

 

نازنینم نگاهت چنان مرا مدهوش می سازد که گوئی از آسمان ستاره ای بس بزرگ بر دل کوچکم چشمک می زند و سخنان تو چنان آرامشی برای من به ارمغان می آورد که شبها با گذاشتن پلکهایم بر روی هم به آرزوهایم سفر می کنم .

پس ای معشوق من باز مرا بنگر و با من سخن بگو  . . .

پنجشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1388
ممنونم عزیز

 

هزار بار گریه کردم و تو ندیدی
هزار بار شکستم و بازم تو ندیدی
هزار هزار بار زار زار کردم و تو بازم هم ندیدی 

 جگرم کبابه
چه میدونی چی کشیدم
آره فرار کن برو....برو که از عشقم وحشت داری
برو....ولی بدون همیشه پبش منی...تو دلم...تو جگرم....تو تپش قلبم...تو خونم
هرکاری کردم فراموشت کنم نشد عزیز
هیچ داروییی پیدا نکردم
ولی چرا یه چیز هست که بهش می گن گریه...که البته موقتیه...می دونم که اصلا نمی دونی چیه
نخواستم عاشقت باشم...ولی نشد و نمی شه
می دونی چیه عزیز
ممنونم ازت
آخه تو این سالها چیزهایی رو به من دادی که هیچکس به من نداده بود
چشم های ضعیف و خسته رو پیشونی پینه بسته رو
قلب شکسته رو
همه رو یه جا بهم دادی
ممنونم عزیز  . . . 

چهارشنبه 12 فروردین ماه سال 1388
بیزاری

 

همیشه راست ترین را تو می گویی
اینکه از بار پیشی که مرا دیدی
شکسته تر شده ام
ولی با همه ی اینها عاشق تر شده ام
من فکر می کنم تو
چاره ای دیگری نداری شاید!

 یا مرا از دیگران دور کنی
ولی می دانی بی وفا شده ای  
دیگر از دروغ بیزارم
 
دیدی! دیدی من تو را چگونه می خواهم
خیلی وقت است شکسته شده ام جانم 

موهایم را دیگر رنگ سیاهی نمانده است
هر روز یک اسانس تازه می زنم  

با آنکه همیشه می بینم برای تو تفاوتی ندارد

چون تو از من بیزاری . . .  

یکشنبه 11 اسفند ماه سال 1387
چند شنبه های بی تو

 

شاعرم!
این را از نگاهای چشم هایم نمی فهمی؟

سفیدی ناخن هایم

کوچکی آسمانم

و برش های دوری که از تو جا مانده است

پاییز بی شعرهای من

در ورق هایی دور

بی پنچ شنبه های تو پیاده می گذشتم

کوچکی آسمانم راهی به فردا نمی شناخت

وگرنه آمدنت را از دوردست های تو می گریست .


آرشیو

قدمتون گل بارون : 16243


عناوین آخرین یادداشت ها