X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل
4 بهمن 1394
ما با همیم

ما با همیم
اگرچه سیگارهای‌مان را تنها می‌کشیم
تا در هیچ سطری از شعر تو اتفاق نیفتم
و توی تلفن نگوییم
که دوستت دارم.
از موهای فرفری من
تا انگشت‌های کشیده‌ی تو
و چشم‌هایت
که به آدم خیره نمی‌شود
که دردی داغ
از سر انگشتانت
به سلول‌هایم می‌رسد
سرم را به شانه‌هایت دعوت می‌کنی
و توی هر سلول
یک «دوستت دارم»
نطفه می‌بندد
به هق‌هق می‌افتم
و در تنت تکان می‌خورم
تو آدم را محکم‌تر فشار می‌دهی
و من خون‌دارتر
به «دوستت دارم» فکر می‌کنم.
هم‌اتاقیم بیدار است
دست‌هایت تمام شده
و بهترین فرصت گریه
از دست می‌رود.

1 بهمن 1394
شروعی دوباره

سلام دوستان عزیز بعد از 4 سال دوباره برگشتم امیدوارم شماها هم باشین و در کنار هم لحظات خوبی رو سپری کنیم هیچ فضایی مثل وبلاگ نیست و نخواهد بود.

یا علی

10 شهریور 1390
من او را دوست داشتم

 
من او را دوست داشتم
اما او هرگز نمیدانست
و زیر لب به من میخندید

به این ترنم زیبای عشق
این عشق یه طرفه
من او را دوست داشتم
اما او هرگز نمیداند
من به او عادت کرده بودم
و غم و اندوه در من جایی نداشت
اما من به او میاندیشم
و حال من جا مانده ام
در این دیار
که هیچکس مرا درک نمیکند
و مانده ام که چرا تنهایم
میان سکوتی سرد

10 مرداد 1390
. . .

 

یاد تو شعرامو می سوزونه  

امروز و فردامو می سوزونه  (امیر ارجینی)

26 اردیبهشت 1390
نیستی

  

تا چشم کار می کند نیستی 

این غم انگیزترین چیزیست که میشد دید 

کاش کور بودم 

چشمانم را بی حضورت نمی خواهم 

دلتنگی نبودنت را به رخ لحظه هایم میکشند 

از نبودنت و بودنم بیزارم ! 


   1       2       3       4       5       ...       15    >>
آرشیو

قدمتون گل بارون : 111266


عناوین آخرین یادداشت ها